استارت آپ ها در دام حمایت های ظاهری

مقداد رحیمی حاجی آبادی

اخیرا در ادارات دولتی و دانشگاه ها و سازمان های مختلف مرسوم شده که مراکزی راه اندازی کنند و در آنها از استارت آپ ها(گروه های دارای ایده که تازه شکل گرفته اند) حمایت کنند تا این گروه ها بتوانند کم کم جان بگیرند و خودشان روی پای خودشان بایستند.

این نیت نیتی صحیح و درست است و قطعا وجود چنین مراکزی با دارا بودن شرایط کافی می تواند اقتصاد کشور را از ورطه دولت محوری به سمت و سوی مردم نهادی سوق دهد اما در این مسیر مشکلات زیادی وجود دارد.

فرض کنید در نقطه ای از جهان، از مردم خواسته شود برای بهبود وضعیت معیشتیشان کارهایی داوطلبانه انجام دهند. مثلا خواسته شود: مردم یک روستا خودشان وقت بگذارند و به صورت داوطلبانه، جاده سنگلاخ روستا را از وجود سنگ های درشت خالی کنند تا دولت بتواند با ماشین آلات و صرف هزینه کافی، آن جاده را زیرسازی و آسفالت کند. مردم هم به اعتماد این حمایت ها دست به کار می شوند و از کار و زندگی خودشان می زنند و چند ماه کار طاقت فرسا انجام می دهند تا اینکه این جاده از سنگ های بزرگ پاک سازی می شود. در آن هنگام دولت بهانه گیری ها را شروع می کند و توپ را در زمین خود روستاییان می اندازد و به آن ها می گوید حالا که تا این مرحله آمده اید، بروید و تلاش کنید تا سرمایه گذارانی را قانع کنید تا بیایند جاده شما را آسفالت کنند.
در این حالت روستاییان سرخورده می شوند. آن ها مدام از خود می پرسند : درست است که در این کار تجربه ای کسب کرده ایم اما این تجربه چگونه آن همه ضرر مادی و صرف وقتی که می توانست برای خانواده هایمان مفید باشد را جبران می کند؟ مگر نه این که تا کنون هزینه و ضرر را به جان خریده بودیم تا به حمایت مسولان برسیم؟ آیا هنوز هم باید ماه ها وقت صرف کنیم تا بتوانیم سرمایه دارانی که نمی شناسیم را پیدا کنیم و ساعت ها با انها رایزنی کنیم تا بلکه راضی شوند بخشی از هزینه درست شدن جاده را تقبل کنند؟ آیا این کار برای ما به صرفه است؟ از کجا معلوم به نتیجه برسد؟ چه تضمینی هست که اگر کار ما به نتیجه رسید، مسولینی که زیر قول و قرار قبلی خود زده بودند، مدعی انجام این کار نشوند و از زحمات مردم برای خود پلی به بالا نزنند؟

حمایت دروغینداستان بالا، داستان برخی مراکز رشد جعلی و ناتوان کشور است که تنها به داشتن ظاهری از مرکز رشد بسنده کرده اند و وقتی گروه با انگیزه ای به اعتماد قول و قرارهای حمایتی آن ها دست به تلاش می زند و از داشته و نداشته اش می گذرد تا به هدف برسد، زیر پای او را خالی کرده و مدام توجیهات مختلف برای عدم انجام حمایت های کافی از آنها می آورند. مهمترین دلیلی که این مراکز جعلی را از حمایت باز می دارد نداشتن بودجه است.

بگذارید ماجرا را از زاویه دیگر بررسی کنیم. در یک اداره چند اتاق خالی وجود دارد. بنابر تصمیم رییس اداره، این اتاق ها مجهز به میز و صندلی می شوند. آنگاه آگهی حمایت از طرح ها و نوآوری های مردم به وفور منتشر می شود. سپس افرادی که با دیدن این آگهی تصور می کنند می توانند با استفاده از حمایت های بیان شده، بخشی از مخارج زندگی خود را بپردازند، به همراه ایده های خوبی به این اداره مراجعه می کنند.هر چند که از نظر مسولین اداره، قرار نیست بیش از همین میز و صندلی از گروه مراجعه کننده حمایت شود اما به گونه ای فضا برای مراجعه کننده ترسیم می شود که خیال می کند می تواند کمک های مختلف مادی و معنوی از این اداره دریافت کند.

چند ماه بعد و درست زمانی که محصولات اولیه این هسته با هزینه شخصی مراجعه کنندگان تولید شده و دقیقا در همین زمان است که نیاز مبرم به سرمایه و حمایت های جدی دارند، بهانه ها شروع می شود. از آنجا که اداره مذکور بودجه ای برای کمک مالی در نظر نگرفته است، مسولان اداره توجیهات مختلفی بیان می کنند از جمله:

قرار نبوده که در کوتاه مدت حمایت مالی از شما بشود، کار شما در حد و اندازه کارهای بزرگی که شناخته شده است نیست! ما چنین قولی نداده بودیم! همین که شما با گرفتن این میز و صندلی، نیازی به اجاره دفتر نداشتید معنای حمایت ماست! کار شما انتظارات ما را براورده نکرده است و…

حال چه کسی پاسخگوی هزینه ها و وقت صرف شده از طرف گروه برای انجام این کار است؟

حقیقت اینست که دغدغه مشترک اعضای استارت اپ، فقط تا زمان خاصی توانایی در کنار هم نگه داشتن آن ها را دارد و اگر اعضا به مرور زمان، احساس کنند مجانی کار کرده اند و قرار نیست هزینه تلاش انها پرداخته شود، کم کم از سایرین جدا شده و هر یک مسیر زندگی خود را در پیش می گیرند.

هر چند مسولان اداره در توجیه خواهند گفت این ها گروهی نبودند که استقامت کافی داشته باشند و فروپاشی آنها تقصیر خودشان است اما حقیقت اینست که هر کدام از افراد گروه انسان هایی هستند که مشکلات مالی زندگی خودشان را دارند ونمی توانند تا ابد به امید واهی و قول و قرارهای حمایتی دل خوش کنند. بنابراین خیلی طبیعی است که این اعضا، پیش از این که به فکر نجات استارتاپ باشند به فکر نجات وضعیت مالی زندگی خودشان خواهند بود.

پس صرف بودجه بلاعوض از جانب حامی، اولین شرط از شروط کافی برای حمایت از یک گروه تازه تشکل یافته است. این بودجه هرچند زیاد نیست اما می تواند به شناخته شدن توانایی گروه و همچنین ایجاد انگیزه در اعضایش کمک کند و تنها در این حالت است که حمایت واقعی شکل گرفته و کارها اصلاح می شود.

تنها صرف هزینه بلاعوض اثبات کننده اینست که ان سازمان یا نهاد، نیتش تحقق شعارهایی بوده که معمولا همیشه در مذاکرات اولیه شان با استارت آپ ها مطرح می کنند. (مثل : حمایت از اقتصاد کشور، حمایت از اشتغال جوانان و …). در غیر این صورت، نتیجه حمایت های شعاری، چیزی جز بالا رفتن آمار گروه های فعال، در کاغذ و گزارش های رسمی نخواهد بود.

بنابراین توصیه نگارنده به همه کسانی که می خواهند استارت آپی تشکیل دهند اینست که بسنجند که آیا مرکز و یا سازمان مدعی حمایت، پولی به آنها پرداخت می کند یا خیر. اگر خیر، به فکر راه دیگری باشند.

1+

مطالب مرتبط

نظر بدهید